امروز قصد داشتم، در خصوص
افتضاحات تيم ورزشي ايران در المپيك پكن و ناكارآمدي مديران ورزشي بنويسم اما تصميم
تغيير كرد و اين كار را موكول كردم به زماني كه اين افتضاحات به حد كمال خودش برسد.
بهتر ديدم مطلب امروز را به تغييرات و مسائل خبرگزاري پانا اختصاص بدهم. اگرچه چند
وقتي از قضاياي اين خبرگزاري ميگذرد اما علاقه شديد من به اين خبرگزاري نگذاشت كه
درباره مسائل اخير آن ساكت بمانم.
خبرگزاري پانا فعاليت خودش
را،از سال 82 شروع كرد و من تقريبا از همان روزهاي نخستين در اين مجموعه فعاليت
خودم را شروع كردم. كار در مجموعه بسيار سخت بود. خوب خاطرم هست كه نرم افزار سايت
مجموعه هنوز شكل نگرفته بود و تمامي اخبار شهرستان از طريق فكس به دست تحريريه
ميرسد. كساني كه كار رسانه كردهاند خوب ميدانند كه اين بدترين شكل ممكن در كار
رسانه است، اما به دليل نبود بودجه و امكانات اين تنها راه ادامه حيات مجموعه بود.
با گذر زمان هر روز خبرگزاري پيشرفت ميكرد؛ نرم افزار مجموعه تكميل شد؛ دفاتر
استاني شكل گرفت و نيروهاي مجموعه سازماندهي شد. درست يك سال طول كشيد كه خبرگزاري
پانا به اوج خود رسيد و روزي صاحب 35 هزار نيروي خبرنگار بود. كيفيت توليد اخبار هم
هر روز بهتر ميشد و پانا نفوذ زيادي در شهرهاي مختلف پيدا كرد. مدير عامل وقت وحيد
طوفاني بود. او تمامي اين كارها را با دستاني خالي و با بودجه اندك سازمان دانش
آموزي وقت كه كفاف امور يوميه اين سازمان را هم نميكرد، انجام داد. اين روند رو به
رشد تا زمان انتخابات سال 84 ادامه داشت. در اين دوره زماني پانا مسيري بي طرف را
در پيش گرفت و تنها به انعكاس اخبار انتخابات پرداخت. پس از انتخابات و با روي كار
آمدن محمود احمدينژاد اندكي دلهره در مجموعه به وجود آمد اما تاثير آنچناني در
مجموعه نداشت. درست پايان سال 84 بود كه با آمدن احمدي به سازمان دانش آموزي،وحيد
طوفاني از مجموعه پانا كنار گذاشته شد و اين شروعي براي افتهاي خبرگزاري پانا شد.
احمدي هيچ اعتقادي به رسانه نداشت. بارها در جلسههاي مختلف صحبتهايي براي برچيده
شدن اين خبرگزاري انجام داده بود اما اين فقط كار خدا بود كه با اين تفكر خبرگزاري
پانا همچنان زنده است.
با روي كار آمدن دولت جديد،
خرازاني به عنوان اولين مديرعامل پانا منصوب شد اما در كمتر از يك ماه به دليل
اختلاف وي با مديران سازمان دانش
آموزي مديريت مجموعه را رها كرد. چندي بعد معاون اداري مالي سازمان دانش آموزي
مديرعامل مجموعه شد و او تك فلاح را با اختيار تام به سمت قائم مقام مديرعامل و
سردبير مجموعه منصوب كرد. تعصبات اين شخص باعث از كار بي كاري شدن چندين نفر از
همكاران مجموعه شد و طبق معمول نفرات به صورت اتوبوسي براي كار در مجموعه سرازير
شدند. قلع و قم كارمندان مجموعه شدت گرفت و همين امر باعث بروز نگرانيهاي شديد در
بين همكاران سرعت گرفتن سير نزولي مجموعه را باعث شد. البته در اين بين تكفلاح با
توجه به ارتباطاتي كه در جناح حاكم داشت تلاشهاي زيادي انجام داد تا به سمت
مديرعاملي برسد اما...
خوب به خاطر دارم در
خبرگزاري كه در برخي اوقات بيش از 600 خروجي داشت،به يكباره خروجي آن به روزي 70
تا 80 خبر رسيد كه اين تعداد نيز اخبار روابط عموميهاي مختلف بود.
پس از گذشت چندماه از اين
قضايا مديرعامل ديگري به نام نجار در مجموعه ظهور كرد. وي تلاش زيادي كرد تا فضاي
خفقان مجموعه را تا حدي بهبود ببخشد اما سنگ اندازي هاي تكفلاح كه هنوز در مجموعه
حضور داشت مانع از اين كار شد. درست در همين سال بود(85) كه من نيز به جرم دانشجو
بودن حقوقم قطع شد و در آستانه اخراج از مجموعه قرار گرفتم و درست در پايان همان
سال اين امر محقق شد. با آغاز سال 86 نجار نيز از مجموعه رفت و بار ديگر خرازاني
مشاور جوان وزير آموزش و پرورش سمت مديرعاملي مجموعه را با حكم وزير به دست آورد.
با آمدن او، دگرگونيها مثبت به صورت نرم در مجموعه آغاز شد. در اين خبرگزاري جوان
حركتهايي صورت گرفت اما با توجه به فشارهاي دولت اين تحركات نتوانست شكل بگيرد و
حتي در موردي با افزايش اين فشارها كار به استعفا خرازاني
كشيده شد كه مسئولان با آن موافقت نكردند. كار به صورت عادي ادامه داشت تا
اينكه در تيرماه به علت اعزام به خدمت سربازي خرازاني، او از مسئولين سازمان دانش
آموزي خواست تا به مدت 2ماه براي مجموعه سرپرست بگمارند. همين امر باعث شد كه مسئولین
معاونت پرورشی فرصت را مغتنم بشمارند و وي را به كلي از مجموعه حذف كنند.
با اين كار پاي مديرعامل ديگري به نام احسان مقدم به مجموعه باز شد. او متولد سال
62 است و در باشگاه خبرنگاران، روزنامه كيهان و روابط عمومي رجا فعاليت كرده است.
اين مدير جوان و به نوعي عقدهاي، در ابتداي ورودش به مجموعه جوگير شد و دستور داد
كه درب اتاق مديريت را تغيير دهند و از درب با روكش چرم كه در مخصوص اتاق مديران
نفتي است استفاده كنند. همين موضوع انعكاس زيادي در مجلس داشت و برخي از نمايندگان به
صورت غير مستقيم اين حركت را محكوم كردند. اين مدير "اندك سال" معتقد است كه پانا
هيچ چيز از خبرگزاري فارس و ايسنا كم ندارد و "ميتوانيم پوز آنها را بزنيم". حال
خودتان حساب كنيد كه با اين مدير جوگير چه عاقبتي در انتظار پاناي بيچاره است. با
ورود او تغييراتي در دبيران سرويس مجموعه صورت گرفت و همچنين برخي از شنيدهها حاكي
از آن است كه وي به زودي تعديل نيرو خواهد داشت و با چندين نفر از همكاران مجموعه
خداحافظي خواهد كرد. اين كار با هدف يك دست كردن نيروهاي مجموعه صورت خواهد گرفت و
به زودي شاهد آن خواهيم بود كه خبرگزاري دانش آموزي پانا همانند روزنامه ايران
تابلو و تريبوني براي دولت نهم و در انتخابات پشت و پناه احمدنژاد خواهد بود و اين
پاياني خواهد بود بر كار اصلي خبرگزاري پانا كه همان تعليم و تربيت خبرنگاران زبده
است و وحيد طوفاني بارها برآن تاكيد داشت.
به اميد روزي كه پانا به
صاحبان اصلي آن يعني دانش آموزان بازگردد.
