تبليغاتX
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

divaneh

دیوانه

divaneh

http://divaneh.blogfa.com

یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

همه همسایه ها فکر می کنند ما دیوانه ایم. ما هم فکر می کنیم آنها دیوانه اند. در حقيقت همه راست می گوئیم. (چارلز بوکوفسکی)

یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لينکهاي سريع
صفحه اول
آرشيو
ايميل
موضوعات





آرشيو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

لينکستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
10 راز برای لذت بردن از سفر
راههایی برای داشتن یک خواب راحت
ایرانی از نگاه دیگران
نکاتی در خصوص کوچک کردن شکم
چه طور تقاضای افزایش حقوق کنیم
بیماری خشم
رازهای باریک اندامان
برای دریافت اکانت رایگان رپیدشیر عضو شوید
آدرس دیگر وبلاگ من 3
آدرس دیگر وبلاگ من2
آدرس دیگر وبلاگ من1
لحظه شمار پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد
آی ام علی دایی!!!
عکسهای برگزیده رویترز در سال 2007
با ترس و لرز در مثلث تاريخ، روان‌شناسی و فلسفه(امید نجوان)
اعلامیه ترحیم بانو هن
عکس احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام
آناهید زنی در آستانه 6 فصل سرد
بیائید با هم پول پارو کنیم!
بانک آلمانی مبادلات خود با ایران را قطع کرد
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
آرشيو تماس با ما


سير تكامل دختر ها و پسرها

سير تکامل آقا پسرها

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

سير تکامل دختر خانمها


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

 

اگه عشق همينه.اگه زندگي اينه.......

دیوانه جمعه 1383/12/28  نظر بدهید!

ويرانه هاي دور

روشن  است  آتش  درون  شب

 وز پس  دودش

طرحي  از  ويرانه هاي  دور

   گر به گوش  آيد  صدايي خشك

  استخوان  مرده مي لغزد  درون  گور

  ديرگاهي  ماند  اجاقم  سرد

 و چراغم  بي نصيب  از نور

    خواب  درمان  را به راهي  برد

    بي صدا  آمد كسي  از در   در سياهي  آتشي  افروخت

 بي خبر اما

  كه نگاهي  درتماشا  سوخت

    گرچه مي دانم  كه چشمي  راه دارد به افسون  شب

    ليك مي بينم  ز روزن هاي  خوابي  خوش

  آتشي  روشن  درون شب

سهراب سپهری

روحش شاد...

دیوانه جمعه 1383/12/28  نظر بدهید!

رستاخیز بالندگی

به کوی یار می آید نسیم باد نوروز                 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروز 

 

 

سالی دیگر را رختی نو برتن می پوشانیم.در بزنگاهی دیگر در تقویم زندگی مان که هر بهار رستاخیز بالندگی و آفرینش است.

نغمه چاووشان بهاری در رقص خاک و پرواز چلچله ها فرخنده باد. 

جاويدان ايران...

 

دیوانه پنجشنبه 1383/12/27  نظر بدهید!

دل تنگ هفت سین

سال نو را به جشن می نشینیم.در حالی که هنوز دل من در خزان است. سفره هفت سین یاد آور لحظات شیرینی است که در کنارم بودند.اما افسوس که دیگر کسی نیست.

این عکس را در کنار سفره هفت سینی گرفتم که در خبرگزاریمون پهن شده.خدایی خیلی با حال بود.پیشاپیش سال نو راهم صمیمانه تبریک می گویم.

عکس خودم

دیوانه سه شنبه 1383/12/25  نظر بدهید!

عروسك چوبي

از پایه میز دو تا پا می سازم   از دسته صندلی دوتا دستاشو

از ساعت رو دیوار براش یه صورت   از گلای سرخ اطلسی لباش

از درخت گیلاس می گیرم لباش رو    می گیرم از بهار هوای خنده هاشو

عروسک چوبیم رو روی تاقچه  می ذارم و می بوسم خاک زیر پاشو   قاب می گیرم نگاشو...

عشقی که از اون می گیرم اگه که یه عشق چوبیه به خدا به صدتا عشق این روزا می ارزه.

عروسک چوبیه من اگه که دلش نمی زنه به خدا به صد هزار تا دل می ارزه

اي خدا عروسكم را از من نگير 

دیوانه دوشنبه 1383/12/24  نظر بدهید!

عشق یعنی...

عشق یعنی ذکر ناموس خدا             یا علی گفتن به زیر دست و پا

دیوانه یکشنبه 1383/12/23  نظر بدهید!

دیوانه...

تقدیم به ...برای دیوانه ای که دیوانه تر شد

امید وارم  که امید نداشته باشم.

هیچ...

 

دیوانه شنبه 1383/12/22  نظر بدهید!

زندگی تعطیل...

درس و دانشگاه تعطیل.کارتعطیل.خانواده تعطیل.وب گردی تعطیل.لباس نو تعطیل.مهمونی تعطیل.شیرنی خوردن تعطیل.عیدی دادن تعطیل.تحویل گرفتن سال نو تعطیل.(یعنی من سال نو را تحویل نمی گیرم.شما می تونید تحویل بگیرید).۱۳ به در تعطیل یعنی خوشی تعطیل.یعنی همه چیز تعطیل و یعنی زندگی تعطیل.

می خوام بشینم فقط فکر کنم.فقط فکر.به روزهایی که آسون از دستشون دادم.به روزهایی که حماقت کردم.به روزهایی که پوچ بودم.به روزهایی که فقط با رویا زندگی کردم.فقط می خوام فکر کنم.اگر به نتیچه رسیدم جتما خبرتون می کنم.

راستی اگر یه وقت دید که دیگه من مطلب ننوشتم اول عید رو بهتون تبریک می گم.بعدش از شما خواهش می کنم یه فاتحه برای شادی روح من بخونید.ممنون ----------------------------------------------------------------



 

دیوانه شنبه 1383/12/22  نظر بدهید!

بغض

دلم صاف صاف هست.بر عکس آسمان که داره زار زار به حال من گریه می کنه.بغض غریبی گلویم را می فشارد.اما خوشحالم.خوشحال از اینکه بالاخره تکلیف روشن شد.اما...هیچی ولش کن.نمی دونم خوشحالم یا ناراحت؟؟؟

دیوانه جمعه 1383/12/21  نظر بدهید!

این راه من بود

اینک زیر نور افکن  اوج شعر من   آخرین حربه   قصه قصه مردی که غرورش را رها نکرد

هرچه هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود  مثل هیچ کس نبود  شبیه من بود

مثل پرنده اگر لرزیدم  زیر باران اگر لرزیدم وحشتم را به تو بخشیدم سقوطم را به چشم دیدم تا فهمیدم که دل شکن بود               

                                 این راه من بود

عکس نداریم.هیچ چیز نداریم.هیچ...

دیوانه جمعه 1383/12/21  نظر بدهید!

كليك كنيد!!!

l لعنت بر این زندگی لعنت l

سلام.اگر از زندگی سیر شدی بین دو خط بالا کلیک کن.

.........

دیوانه پنجشنبه 1383/12/20  نظر بدهید!

شب سرد جدائي...

با صداي خسته اش گفت برو

و آنگاه بود كه اولين قطره اشك من به همراه باران بهاري بر زمين افتاد.

و او با نسيم شمالي كه سوغات بهار به همراه داشت محو شد.

و من نيز در خلاف مسير باد به راه افتادم.

درختان را ديدم كه نويد آمدن بهار را مي دادند اما دل من همچنان در چله سرد زمستان به سر مي برد.

من ديدم كه عشق ملعبه دست كودكاني است كه براي بازي به خيابان امده بودند.

و چه كسي ننه سرماي دل من را به بيرون خواهد راند؟؟؟

و مي دانم كه عطر وجودش سالها در كنار من خواهد ماند.

اما بايد قبول كنم كه شايد فردا روزي ديگر باشد كه خورشيد در ان طلوع خواهد كرد.

و شب سرد جدائي...هيچ گاه فراموش نمي كنم.هيچ گاه...هيچ گاه

هيس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیوانه پنجشنبه 1383/12/20  نظر بدهید!

دو کلمه حرف حساب...

اوس کریم دمت گرم.می دونستم که این همه حال که به ما دادی بی دلیل نبود.باز هم دمت گرم خوب جایی رس ما رو کشیدی. خودت که می دونی ما جنبه حال رو داشتیم اما جنبه ضد حال رو هیچ وقت. خودت درستش کن.دمت گرم.

غروب هميشه زيبا نيست

دیوانه پنجشنبه 1383/12/20  نظر بدهید!

توانا بود هر كه دارا بود...

توانا بود هركه دارا بود                              ز ثروت دل پير برنا بود

پر قو بود پول را رخت خواب                      هنر رخت خوابش مقوا بود

همه سهم استاد دانشكده                       پشيزي حقوق و مزايا بود

فقان سهم مردم ز نان و لباس                  از آن سوي ويترين تماشا بود

كدامين كس از شاعري برج ساخت؟         كدامين كس از شعر دارا بود؟

از اين پس پدر زير خرج گران                    بزايد برش كار ما ما بود

از اين پس پسر مي نويسد دگر               هر آنكس كه نان داد بابا بود

توانا بود هر كه دارا بود                            ز ثروت دل پير برنا بود

علاج همه چيز حتي عشق!!!

دیوانه جمعه 1383/12/14  نظر بدهید!

لعنت بر عمو نوروز...

الان که می خواستم برای شما تایپ کنم دستم پیش نمی رفت.بدنم مثل یه تیکه گوشت لخت روی صندلی افتاده.به اینترنت پناه آوردم تا حداقل حالم بهتر بشه.اما...

می دونید چرا؟از صبح تا همین چند دقیقه پیش روی چهارپایه بودم و داشتم در و دیوار خونه را تمیز می کردم. فکر می کنم من دیگه تا ۱ سال احتیاج نداشته باشم که دستم رو بشورم.چون از صبح تا حالا تو کف و صابون بوده.لعنت بر این عمو نوروز که ما هیچ وقت نتونستیم ببینیمش.

آخه نه فقط من بلکه اون پدر صلواتی که این عمو نوروز رو به دنیا آورود خودش هم تا به حال ندیدش.باب مگه چه عیبی داره که با دیوار کثیف به استقبال عمو نوروز بریم.مگر چه عیبی داره که با لباس کهنه به استقبال عمو نوروز بریم.مگر چه عیبی داره که تو نوروز به جای میوه و شیرینی فقط چای جلوی مهمون گذاشت. مگر ما به خاطر مردم زندگی میکنیم.چرا عده ای نزدیک به نوروز می رسه رخت عزا تنشون میکنند و کاسه چه کنم چه کنم دستشون می گیرند.من احساس می کنم که ما از اصلیت نوروز دور شدیم.ما فقط به چشم و هم چشمی در نوروز فکر می کنیم.و وای به حال کسی که پول نداشته باشد که برای فرزندان و مهمانان لباس و میوه و شیرینی بخرد...وای....

و اين است عمو نوروز ما

دیوانه جمعه 1383/12/14  نظر بدهید!

همزاد...

در خواب های تیره افیونی ام شبی او را شناختم.

او شعله پریده یک آفتاب بود.چشمی به رنگ آبی سیر غروب داشت.در چشم او هزار نوازش به خواب بود.

او را شناختم.از نسل ماه بود.اندامش نوازش مهتابهای دور.رنگی به رنگ صبح بلورین سپید داشت.زلفش چو دود مشکی شب ها سیاه بود.

او را در نگاه نخستین شناختم اما نگاه منتظرم بی جواب ماند.بر من نگاه کرد و نگاهش ز من گذشت. این آخرین امید چه نا کامیاب ماند.

او را شناختم.همزاد جاودانی من بود و نام او چون نام من به گوش خدا آشنا نبود.می خواستم که بانگ برآرم:بمان بمان!

اما در آن سکوت خدایی صدا نبود...

همزاد قصه هاي من!!!

دیوانه پنجشنبه 1383/12/13  نظر بدهید!

حضور آرولينا در خبرگزاري پانا

آروليناي فنلاندي رئيس پارلمان كودكان جهان صبح امروز از خبرگزاري پانا ديدن كرد.آدم خيلي با حالي بود.من كه خدا وكيلي خيلي باهاش حال كردم.

راستي يه مصاحبه توپ باهاش گرفتم كه شنبه چاپ مي شه.حتما تو وبلاگم مي ذارمش.راستي موضوع متن ادبي مهرعليزاده رو هم فراموش نكردم همين امشب رديفش مي كنم مي ذارمش تو وبلاگ.منتظر باشيد.

اين هم عكس آروليناي عزيز...

اون آقا سيبيلو اميد ملكي مدير امور بين الملل سازمان هست.ازش نترسيد.رفيقمونه.

موبايل اميد ملكي آخرشه...مگه نه؟؟؟

دیوانه چهارشنبه 1383/12/12  نظر بدهید!

شق القمر من...

سلام بالاخره تو دانشگاه قبول شدم.خيلي حال كردم.اونقدر خوشحال هستم كه تو پوست خودم نمي گنجم.همه به من تبريك گفتن.حتي آرولينا رئيس پارلمان كودكان جهان هم به من تبريك گفتن.با اين تبريكها فكر ميكنم كه شق القمر كردم.

جونمي جون دانشگاه

دیوانه چهارشنبه 1383/12/12  نظر بدهید!

و بیهوده گویی

سلام.دوباره امروز هم با عزیزم بودم.فردا هم با اون خواهم بود.اما اگر کسی این لحظات رو از ما بگیره چی؟؟؟چه کسی پاسخگو است؟راستی فردا جواب مصاحبه دانشگاه رو اعلام می کنند.به امید پیروزی!!!

دیوانه سه شنبه 1383/12/11  نظر بدهید!

دیدار مهندس مهر علیزاده با دانشجویان

مهندس مهر علیزاده به منظور بازگو کردن برنامه های انتخاباتی خویش روز شنبه هفته آینده با جمعی از دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه ها در ستاد انتخاباتی خویش بازدید می کند.حاجی جون ما هم قاتی اون ها هستیم.خبر تکمیلی هم به استحضار خواهد رسید.

دیوانه دوشنبه 1383/12/10  نظر بدهید!

موضوع آینده من...

سلام.من یه متن ادبی خیلی زیبا در رابطه با طرح جامع ورزش آماده کردم.به محض چاپ در یکی از روزنامه ها درون وبلاگم قرار می دم.

به امید ایرانی آباد و آزاد با محسن مهر علیزاده.سايت مهندس مهرعليزاده

حسن مهرعليزاده

دیوانه یکشنبه 1383/12/09  نظر بدهید!

روز خسته كننده!!!

سلام.امروز نتونستم برم سر کار.دارم دیونه می شم.یه نامه اومده برام نوشته باید روز ۱۸ اسفند خودم رو تو مرکز آموزشی مهر آباد خودم رو معرفی کنم.اخه با مرام ها قرار بود که دفترچه خدمت من برای روز ۱۸ فروردین باشه.آخه پس چرا بچه های مردم رو سرکار می ذارید.امروز صبح که بیدار شدم اول رفتم اداره پست که دفترچه ام رو تحویل بگیرم.بعد رفتم دانشگاه ببینم که نتایج اومده یا نه؟که گفت تا آخر هفته نتایج اعلام می شه.

بعد از اونجا رفتمخبرگزاری ایپنا دنبال کار امریه.طبق معمول اونجا هم سر دواندن.بعد از اونجا کوبیدم اومدم نظام وظیفه دنبال کارهام که خوشبختانه اونجا تعطیل بود به همین خاطر اومدم خونه و بعد از خوردن نهار مثل یه بچه خرس مهربون خوابیدم.بعد از یک روز پرکار خواب خوبی بود.شما هم برید بخوابید.شب بخیر.

اگه من برم سربازي بايد اين كارها رو انجام بدم.برام دعا كنيد كارم درست بشه.

دیوانه یکشنبه 1383/12/09  نظر بدهید!

به چه جرمي؟؟؟

سلام.تسلیت می گم به مناسبت باخت پرسپولیس.اما این باخت دل من را نشکست.چیزی که قلب من را به درد آورد تصویر پائین بود که در استادیوم آزادی گرفتم.با دیدن این تصویر کل بازی از فکرم رفت.

شما فکر می کنید که این رفتار در شان یک انسان است؟قضاوت با شما!!!

 

به دلیل مسائل امنیتی عکس حذف شد...

دیوانه جمعه 1383/12/07  نظر بدهید!

تقدیم به خودم

من كويري بي نشونم             پرزخمم اگرچه خا موشم

اي ستاره قبله من باش            كه زيارت شده فراموشم

اين هم چهره مبارك من!!!

دیوانه پنجشنبه 1383/12/06  نظر بدهید!

اشعار بی ربط...

دامن باد گرفتم اسم تو كنج لبش بود

از تو گفت و هرم نفسهاش رو سر من دست نوازش بود

تن من زخمي اينجا واسه اين بزم شبونه

رخت نور و نقره تنم كن كاروان يك امشب رو مهمونه

از تو گفتن از تو خوندن واسه من مثله مناجاته

گمشدن در بي نهايت گفته اون پير خراواته

اگه باشي يا نباشي اسم تو اسم شبه عشقه

اي ستاره تا قيامت دل عاشق در طلب عشقه

پس بزن امشب پرده ابر را مجمر نورم كن

وقت ظهوره جلوه گري كن مست غرورم كن

ناجي من باش امشب و هرشب تاج سر من باش

آزاد باش و ستاره آزادي من باش

دیوانه پنجشنبه 1383/12/06  نظر بدهید!

مهربانم...

مهربانم گوش كن گويي               هيچ كس ياد پرستوها نمي افتد

كوچ ما ديگر نه با فصل بس         فصل هم ديگر به باغ ما نمي افتد

اي پرستوهاي خسته سرزمين پاكي ام كو؟

اين خيابانها غريب اند ك.چه هاي خاكي ام كو؟

اي صبا گر سوي ايرانم گذشتي     خاك آن را غرق بوي نسترن كن

هركجا فرياد فرهادي شنيدي       ياد شيرين دل تنهاي من كن

اي پرستوهاي خسته سرزمين پاكي ام كو؟

اين خيابانها غريب اند كوچه هاي خاكي ام كو؟

تقديم به مهربانم  

دیوانه پنجشنبه 1383/12/06  نظر بدهید!

زندان

چه زنداني چه زنداني               چه زنداني چه زنداني

در اين عمري كه مي داني       فقط چندي تو مهماني

به جانا دل تو عاشق باش        رفيقان را مراقب باش

مراقب باش كه يك آني             دل موري نرنجاني

كه در آخر تو مي ماني                به يك مشتي ز خاك كه از آني

مرگه من عكسم رو با منبع كار كنيد

دیوانه پنجشنبه 1383/12/06  نظر بدهید!

حرف دل

ببین تو ای رفیق ای نارفیق ای وجودت با من و از من رها

ای آن من دیگر تو ای انسان

این سرود دلنواز تار جانان است که هردم می نهد مرحم به زخم هر دلی و می کشد دست نوازش بر سرما

این نفیر خشم یاران بی قراران قسم خورده سواران پریشان است که زیر سلطه شلاق شب صبح امید را می پویند راه

تو شاهد باش مراقب باش.تحمل کن سر ناسازگاری فلک این چرخ گردان را

که در آخر در این مهمانی کوتاه تو می مانی و مشتی خاک

اگر نامت نکو باشد تو را باکی نباشد از هجوم باد هرزگرده تشنه گرما

عكس از خودم

دیوانه پنجشنبه 1383/12/06  نظر بدهید!

ستاره

آي ستاره آي ستاره آي ستاره

پشت پرده ابر تيره اي دوباره

سرمه اي بكش بر دو چشم خود كه امشب

شب نشيني لحظه هاي انتظاره

عكاس خود من هستم.

دیوانه چهارشنبه 1383/12/05  نظر بدهید!

آخرين مطالب ارسالي
فیلم ساز شدم
خدایا بسه دیگه
تولدت مبارک
دلم از کسی گرفته
لرزه شهر و لرزه من
روزهای دل تنگی
یه تقویم پر از زمستون
بی تو یک اربعین بی قراری
مزرعه ياد تو
شب هاي بي حاصل
درباره وب
همه همسایه ها فکر می کنند ما دیوانه ایم. ما هم فکر می کنیم آنها دیوانه اند. در حقيقت همه راست می گوئیم. (چارلز بوکوفسکی)

آمار کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نوسندگان

لينک دوستان
پروفسور کاظم معتمدنژاد
استاد یونس شکرخواه
دکتر احمد توکلی
استاد كاظمي دينان
امير لعلي(قلمهاي سرخ)
مرجان حاجی رحیمی
علی جورابچی
دریا و آسمان
ابوذر رحیمی(فاراد)
ثمانه اکوان
احسان مازندرانی
محمد حسين جاني پور
روزبه با فهم علمداری
اشکان آوازه طلب
علیرضا صمدی(جوان ایرانی)
نوشتن نه همین و تمام
خورشیدنام(کشکول)
نقطه پایان
روشن نوروزی
جبهه دوم خرداد
زندگی زیبا(الهه)
قصه عكسهاي من(الناز صفات)
گل یاس(رضا پیکرنگار)
شاید بهتر است بمیریم(آرش بابایی)
آزادي و حقوق جوانان
گاهي سكوت!
دختر يوحنا
اميد وهاب زاده
محمد جواد رفيع پور
كوچولو مي نويسد
محمدجواد زمان آبادي
خبرنامه دانشجويان دانشگاه علامه
دلشوره هاي يك روزنامه نگار(شيوا آبا)
هميشه با تو
اميد نجوان
احسان رافتي
سنگ كاغذ قيچي
تهمينه حدادي
لبافي واحد مركزي خبر
تابستان 63(محمد جعفري)
وبلاگ گروهي بچه هاي دانشكده انجمن صنفي
اول شخص مفرد
كافه katz
بكتاشيه نيوز
نور نوشت(حنيف شعاعي)
فتوبلاگ پرتقالي
پرواز آخر
منصور اولي
ديبا(مريم علايي‌پور)
گفته‌ها و ناگفته‌هاي امير آشتياني
آئينه افكار(امير رفعتي)
يادداشتهاي روزانه دلارام
پول شيرين ايراني
معصومه هدهدي
شقايق آرمان(گل سوار قايق)
اينجا دانشكده است؟
سعيد آگنجي
بايكوت (وحيد ايماني)
آدم معمولي(حسين عاملي)
پرستو كريمي
بی حجاب
روياي پاك
سردار عشق
گزارش جوان(مصطفی خدابخشی)
خليج سبز(نعيم شرافت)
مجتبي سرمدي
قالب وبلاگ

بخش ويژه

صفحه اصلي  |  آرشيو |  لينکستان  |  تماس با ما




 Design By setareh.net & Publish By setareha


www.setareha.net

قالب وبلاگ

Free Template Blog

بهترين فيلم هاي 2009

فيلم چاك و لري (طنز)