برای دوری به گونه ای باید شد که قلب شقایق نهراسد
برای رفتن به گونه ای باید رفت که مهتاب نگرید
برای خواندن باید به گونه ای خواند که هر کس نشوند
برای گفتن دوستت ندارم به گونه ای باید گفت که قلبم نشکند
و در پس شب تاریک چشم من تو رفتی و نماندی و نوشتی که دوستت ندارم. کدامین حرفهای من را نخواندی؟ کدامین؟کدامین؟
که نا به هنگام قلبم را به شقایقی دوختی و چشمم را به نرگسی خشک من دیگر حرفی از تو نمی زنم جز روزی که...
که در پهنای شب همچنان در پی تو هستم.بازگرد...

|