امشب اينجا دراز كشيده ام، در فكر ايامي كه با هم سپري كرده ايم
در فكر آنم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد
من كه به ديدگانت چشم ندوخته بودم
چگونه فهميدي كه در انتظارت بدم؟
هرگز نمي دانستم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد
روزها را سپري مي كنم
در روياي شبهايي كه با هم سر كرديم
هرگز نمي دانستم كه عشق چه معجزتي مي تواند باشد
آن گاه كه به پيشينيان مي انديشم
اما حالا تو را يافته ام و در حال پر گرفتتنم
هرگز نمي دانستم كه عشق در نظرم اين گونه مي توانست زيبا باشد
سپس به رقص در آمديم
با ريتم شعله اي در حال سوختن
و آنگاه كه مرا لمس مي كني،از حركت باز مي مانم
نفسم را در سينه حبس مي كني
همه آنچه مي خواهم حس كنم، به من مي بخشي
آنگاه كه يكي مي شويم
سپس مرا به بهشت دلت مي بري
آيا هرگز كسي به تو گفته
كه تو بهترين در دنيا هستي؟
آه تو بسيار زيبا هستي.بسيار زيبا
امشب اينجا ايستاده ام، در فكر ايامي كه در پيش رو داريم
هرگز نمي دانستم كه اين گونه زيبا مي توانستي باشي
از آن روز كه به زندگي ام وارد شدي
تنها مي خواهم بگويم، مرا سعادتمند مي كني
هرگز نمي دانستم در نظرم اين گونه زيبا مي توانستي باشي
بسيار...در نظرم زيبا هستي
بسيار
در نظرم
امشب اينجا دراز كشيده ام
امشب خواب مي بينم
امشب با تو مي رقصم
THE LYRICS OF CHRIS DE BURGH
SO BEAUTIFUL

|