چه کودکانه مسخ پرستو شدم!!!
بی خبر از آنکه او نیز از آلودگی این شهر شلوغ بی نصیب نمانده!!
وقت کوچ پرستو بود...
یک چشمم خنده از رفتنش!!!
یک چشمم گریه از رفتنش!!!
بالهایش را باز کرد و رفت...
و من تنها نخواهم ماند
به قول سهراب خدا همین نزدیکی است!!!
گره افتاده بر کارم...
لعنت بر دستی که مرا از خدا دور کند
دلبر ترساى من كعبه روحانى است
كعبه و دير از كجا اين چه مسلمانى است
گفتمش اى جان و دل كعبه چرا دير شد
گفت نظامى خموش گنج به ويرانى است
خدا جون خوب طلبیدی! دارم می آم کنارت. آغوشت رو باز کن
Design By setareh.net & Publish By setareha