پاکت بی تمبر و تاریخ، نامه بی اسم و امضا،کوچه دلواپسی ها،برسه به دست بابا...
با سلام خدمت بابا، عرض کنم که غربت ما، آنقدم بد نيست که ميگن،راضيم الحمدلله يادمون دادن که اينجا، زندگي رو سخت نگيريم، از غم ويروني تو، روزي صد دفعه نميريم، ياد مون دادن که ياد سوختن خونه نيفتيم، خواب بود هر چي که ديديم،باد بود هر چي شنفتيم راستي چند وقته که رفتم، بي غم و غزل سر کار، روزگارم اي يدک نيست، شکر غربت گرم بازار قلم و دفتر شعرم، توي گنجه کنج ديوار، عکس سهراب روي طاقچه، غزلش گوشه انبار توي نامه گفته بودي، بي چراغه دل مادر، براتون نور مي فرستم، جنس اعلا طرح آخر، من ستاره بردم اينجا، با بليطاي برنده، راستي اونجا نور فانوس يه شبش کرايه چنده؟

|