چند روزی هست که یکی پروژه شروع کردیم و در این پروژه با زوجهایی که ۵۰ سال بیشتر در کنار هم زندگی کردند مصاحبه می کنیم. موردهای بسیار جالبی در این چند وقت مورد گفتگو قرار گرفتند که یکی از آنها زوج ذیل الذکر است.
این یک داستان واقعی است
ازدواج به سبک حاج عباسعلی
قصه ازدواج حاج عباسعلی دست فروش با خانم خدیجه صادقی از آن دست قصه ها است که ممکن است فقط بتوانید در فیلم های هندی یا فیلم های ایرانی قدیمی بیابید. قصه ای که اگرچه حاج عباسعلی کامل برای ما تعریف نکرد اما همان داستان نصفه نیمه هم توانست منظور و لپ کلام را برای ما برساند. قضیه از این قرار است که حاج عباسعلی دست فروش در یکی از شرکتهای خارجی سازنده سد در ایران کار می کرده و راننده یکی از مهندسین ترکیه ای پروژه سد منجیل بوده است. آن زمانها هم به دلیل سختی مسیر و طولانی بودن پروژه ها معمولا این مهندسین خانواده های خود را هم در طول مدت کار برای زندگی به آن کشور می بردند. حاج عباسعلی برای ما نگفت که چه طور عاشق دختر این مهندس ترکیه ای شد اما حدس ما این است که این آقای ایرانی بر اثر رفت و آمد و آمدهای زیاد با آقای مهندس، یک دل نه صد دل عاشق دختر این آقا می شود. اینجاست که حاج عباسعلی دست به کار می شود و یک نفر از آشنایان خودش را برای امر خیر به منزل مهندس ترکیه ای می فرستد، اما همان طور که باید قهرمان فیلم ها کمی در این بین سرگردان بشوند تا بیننده لذت ببرد، این بنده خدا حسابی زیر آب مردهای ایرانی را می زند و قضیه را کمی پیچیده می کند. اینجاست که حاج عباسعلی تعلل را جایز نمی داند و ...
برای خواندن باقی داستان به ادامه مطلب بروید

|