بعد از ۲۰ سال از تهران کوبیدم اومدم مشهد پیشت... شبا تو حیاط صحنت بیدار می موندم و باهات حرف زدم... فقط یه خواسته ازت داشتم... همین... گفتم تا آخر ماه رمضان همه چیز رو درست کن... چیزی که درست نشد هیچ نعمت رو هم از دست دادم... با تمام اینها تولدت مبارک... |